سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
دفتر خاطرات من





























دفتر خاطرات من


...


نوشته شده در چهارشنبه 16/6/90ساعت 9:13 عصر توسط شب| نظرات ( ) |

امشب شب قدر ...


با مامان میخواستیم بریم مسجد


تا در مسجد هم رفتیم ولی باز برگشتیم


آخه خونه هیچکی نبود


توی کوچه هم یه آدمی خیلی مشکوک بود


سابقه دزدی هم که تو کوچمون زیاده


واسه همین مامان دلش آروم نداشت


منم دلم نیومد مامان تنهایی بره خونه


واسه همین دوباره برگشتیم خونه


شاید یه حکمتی تو کار بوده ...


نمیدونم ...


تلوزیون داره حرم امام رضا نشون میده


امشب احیا رو با پای دلمون رفتیم امام رضا


خیلی دلم واسه امام رضا تنگ شده


همین امشب از خدا میخوام بطلبه ....


سال دیگه همین موقع تو حرم امام رضا....


آخ....


چه حالی داره ...


پیش خود امام رضا قرآن رو سر بگیرم  .


یا امام رضا  دعوتم کن که به مهمونیت


که خیلی دلم هواتو کرده


خدایا حاجتم و روا کن ...


                            آمین یا رب العالمین


نوشته شده در چهارشنبه 2/6/90ساعت 12:43 صبح توسط شب| نظرات ( ) |

خداجون سلام


میبینی ... بازم اومدم پیش خودت ...


خدایا به جز تو هیچیکی نمیتونه منو در پناه خودش نگه داره ...


خدایا این روزا ... روزای ماه رمضانه ...


خوشحالم که دعوتم کردی که به مهمونیت بیام ...


خدایا روزای اول همه چی خوب ...


احساس سبک بالی میکردم ....


تا این دو سه روز اخیر ...


خدا لعنت کنه شیطان رو ....


خدا جون این روزا شیطان بدجور بهم نزدیک شده ...


کمکم کن ... نزار مغلوبش بشم ....


خدا جون میخواهم تو این ماه که به مهمونیت دعوت شدم ....


خدایا میخواهم در پیشگاه خودت سر بلند باشم ....


خدایا شیطان و ازم دور کن ....


نمیزاره بهت نزدیک شم ...


به خاطر اون غرور الکی که بهم دست داد...


خدایا میدو.نی که کدوم روز و میگم ...؟؟؟؟


خداجون خودت میدونی دو سه روز پیش که داشتم قرآن میخواندم


به آیه ای رسیدم که گفته بود ...


لحظه ای که انسان بخواد گناهی مرتکب بشه


اگه همون لحظه شیطان و از خودش دور کنه


و مرتکب گناه نشه کار بزرگی انجام داده و در امتحان الهی سر بلنده ...


خدایا اون لحظه من به خودم گفتم که...


اگه تو یه همچین موقعیتی قرار بگیرم میتونم شیطان و دور کنم و سر بلند باشم ....


اما خدایا.... چند ساعت بیشتر نگذشته بود ...


که تو امتحان سختی قرارم دادی ...


خدایا دیدی چطور شیطان گولم زد ...


خدایا کمکم کن .....


خدایا شیطان ازم دور کن ...


خدایا یه لحظه هم تنهام نزار ...


نوشته شده در پنج شنبه 20/5/90ساعت 10:40 صبح توسط شب| نظرات ( ) |


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


خدایا....



کسی را که قسمت کس دیگریست،


سر راهمان قرار نده


 تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد


 و روزهای خوشش برای دیگری ...



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید






نوشته شده در سه شنبه 4/5/90ساعت 5:16 عصر توسط شب| نظرات ( ) |

از دیشب تا الان مامان اینا رفتن بیمارستان


اینجور که مامان گفت


ویدا رو بستری کردن


هنوز خبری نشده


همه منتظریم


با این حال که باهاش قهر بودم


ولی دلم شورش میزنه


خدایا خودت کمکش کن


همه اش منتظر یه خبر خوشحالی ام


یا امام زمان


به حق همین روز عزیز


که بنام خودتون هست


کمکش کن ...


امیدوارم هر چه زودتر


خبر سلامتیش و بشنوم.


نوشته شده در یکشنبه 26/4/90ساعت 2:34 عصر توسط شب| نظرات ( ) |